هرگز نيمرد آنکه دلش زنده شد به عشق

مطرب بگو که کارجهان شد به کام ما
2
ساقي به نور باده بر افروز جام ما 
اي بي خبر ز لذت شرب مدام ما ما در پياله عکس رخ يار ديده ايم
کايد به جلوه سرو صنوبر خرام ما چندان بود کرشمه و ناز سهي قدان
ثبت است بر جريده عالم دوام ما هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ز آن رو سپرده اند به مستي زمام ما مستي بچشم شاهد دلبند ما خوش است
نان حلال شيخ ز آب حرام ما ترسم که صرفه اي نبرد روز باز خواست
زنهار عرضه ده بر جانان پيام ما اي باد اگر به گلشن احباب بگذاري
خود آيد آنکه ياد نياري زنام ما گو نام ما ز ياد به عمدا چه مي بري
اي مرغ بخت کي شوي آخر تو رام ما بگرفت همچو لاله دلم در هواي سرو
باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما حافظ ز ديده دانه اشکي همي قشان 
   
   
   
   

ای صاحب فال در کار خیری که در پیش داری موفق می شوی در عالم معنا بکوش پیش خواهی رفت

 

© Parwak Site