بنفشه دوش بگل گفت و خوش نشانی داد

که تاب من بجهان طره فلانی داد
1
بنفشه دوش بگل گفت و خوش نشانی داد
درش ببست و کلیدش به دلستانی داد دلم خزانه اسرار بود و دست قضا
به مومیایی لُطف توام نشانی داد شکسته وار بدرگاهت آمدم که طبیب
که دست دادش و یاری ناتوانی داد تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش
شراب و شاهد شیرین که را زیانی داد برو معالجه خود کن ای نصیحت گو
دریغ حافظ مسکین من چه جانی داد گذشت بر من مسکین و با رقیبان گفت
   
   
   
   
   
   
   
   
ای صاحب فال در زندگی سعی کن به حرفهایی که می زنی عمل کنی و زمانی که دیگران را نصیحت می کنی اول خود را اصلاح کنی

 

© Parwak Site