آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
2
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند دردم نهفته به زطبیبان مُدعی
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند مشعوق چون نقاب ز رخ بر نمی کشد
آن به که کار خود به عنایت رها کنند چون حسن عاقبت نه برندی و زاهدیست
اهل نظر معامله با آشنا کنند بی معرفت مباش که در من یزید عشق
تا آن زمان که پرده بر افتد چها کنند حالی درون پرده بسی فتنه می رود
صاحبدلان حکایت دل خوش ادا کنند گر سنگ ازین حدیث بنالد عجب مدار
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
ترسم برادران غیورش قبا کنند پیراهنی که آید ازو بسوی یوسفم
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند بگذر بکوی میکده تا زمره حُضور
خیر نهان برای رظای خدا کنند پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
شاهان کم التفات بحال گدا کنند حافظ دوام وصل میسر نمی شود
   
   
ای صاحب فال سعی کن در زندگی قدر دوست و خوبی ها را بدانی و به بی نوایان و فقیران در زمان خوشی و راحتی خود کمک کنی

 

© Parwak Site