از سر کوی تو هر کو به ملالت برود

نرود کارش و آخر به خجالت برود
4
از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
به تجمل بنشیند به جلالت برود کاروانی که بود بدر قه اش حفظ خدا
که بجایی نرسد گر به ضلالت برود سالک از نور هدایت ببرد راه به دوست
حیف اوقات که یکسر به بطالت برود کام خود آخر عمر از می و معشوق بگیر
که غریب از نبرد ره به دلالت برود ای دلیل دل گم گشته خدا را مددی
کس ندانست که آخر به چه حالت برود حکم مستوری و مستی همه بر خاتمتست
یو که از لوح دلت نقش جهالت برود حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی
   
   
   
   
   
   
   
ای صاحب فال کسی که به خداوند متعال توکل کند و فقط از او کمک بخواهد همیشه در زندگی موفق است و عمر خود را به بطالت نمی گذراند

 

© Parwak Site