چاه زنخدان

هر جا که روي زود پشيمان بدر آيي
1
اي دل گر از آن چاه زنخدان بدر آيي
آدم صفت از روضه روضوان بدر آيي هشدار که گر وسوسه نفس کني گوش
کز غنچه چو گل خرم و خندان بدر آيي تا کي چو صبا بر تو گمارم دم همت
وقت است که همچو خورشيد درخشان بدرآيي در تيره شب هجر تو جانم به لب آمد 
باشد که چو خورشيد درخشان بدر آيي جان مي دهم از حسرت ديدارتو چون صبح
وقت است که از دولت سلطان بدر آيي در خانه غم چند نشيني و ملامت
باشد که تو چون سرو خرامان بدر آيي بر خاک درت بسته ام ديده دو صد جوي
باز آيد و از کلبه احزان بدر آيي حافظ مکن انديشه که آن يوسف مصري
   
   
   
   
   
   
اي صاحب فال انشا الله گرفتاري تو بر طرف مي شود به فضل خدا اميدوار باش خبر خوبي به تو مي رسد

 

© Parwak Site