ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم
2
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم رهرو منزل عشقیم و ز سر حد عدم
به طلب کاری ایم مهر گیاه آمده ایم سبزه خط تو دیدیم وز بستان بهشت
به گدایی به در خانه شاه آمده ایم با چنین گنج که شد خازن او روح امین
که درین بحر کرم غرق گناه امده ایم لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست
که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم آبرو میرود ای ابر خطا پوش ببار
از پی قافله با آتش آه آمده ایم حافظ این خرقه پشمینه بینداز که ما
   
   
   
   
   
   
   
ای صاحب فال نیکی کردن و خوبی به بی پناهان و فقیران به طمع مال و کسب جاه و مقام هیچ ارزشی ندارد و زمانی این اعمال ارزش دارد که برای رضای خداوند متعال باشد

 

© Parwak Site