به دام و دانه نگيريد مرغ دانا را

که سر به کوه و بيابان تو داده اي ما را
1
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
تفقدي نکند طوطي شکر خا را شکر فروش که عمرش دراز باد چرا
که پرسشي نکني عندليب شيدا را غرور حسنت اجازت مگر نداد اي گل
به دام و دانه نگيرند مرغ دانا را به حُسن خلق توان کرد صيد اهل نظر
سهي قدان سيه چشم ماه سيماه را ندانم از چه سبب رنگ آشنايي نيست
بياد دار محبان باد پيما را چو با حبيب نشيني و باده پيمايي
که وضع مهر و وفا نيست روي زيبا را جز اين قدر نتوان گفت در جمال تو عيب
سروده رهره به رقص آورد مسيحا را در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
   
   
   
   
اي صاحب فال با حُسن خلق و رفتار نيک و حلم و حوصله ميتواني کار خود راپيش ببري مفقيت، روشني دارد که اگر بر آن استوار گردي به خوشبختي خواهي رسيد

 

© Parwak Site