دل و جان فداي رويت بنما عِذار ما را 

که به شکر پادشاهي ز نظر مران گدا را
1
به ملازمان سلطان که رساند اين دعا را
مگر آن شهباب ثاقب مددي دهد خدا را ط رقيب ديو سيرت بخداي خود پناهم
دل و جان فداي رويت بنما عذا ر ما را چه قيامت است جانا که به عاشقان نمودي
ز فريب او بينديش و غلط مکن نگا را مژه سياهت ار کرد بخون ما اشارت
تو از اين چه سود داري که نميکني مدا را دل عالمي بسوزي چو عذار بر فروزي
بخ پيام آشنايان بنوازد آشنا را همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي
که دعاي صبحگاهي اثري کند شما را به خدا که جرعه اي ده توبه حافظ سحر خيز
   
   
   
   
   
   
   
اي صاحب فال دعا کردن و خواستن از خدا در مورد آنچه که نياز توست مي توان با کوششي که در تو سراغ است ترا به مقصد برساند

 

© Parwak Site