کار چراغ خلوتیان باز در گرفت

کار چراغ خلوتیان باز در گرفت
4
ساقی بیا که یار ز رخ پرده بر گرفت
وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت آن شمع سر گرفته دگر چهره بر فروخت
و آن لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفت آن عشوه داد عشق که مفتی زره برفت
گویی که پسته  تو سخن در شکر گرفت زنهار زین عبادت شیرین دل فریب
عیسی دمی خدا بفرستاد و بر گرفت بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود
چون تو در آمدی پی کاری دگر گرفت هر سر و قد که بر مه و خور حسن می فروخت
کو ته نظر ببین که سخن مختصر گرفت زین قصه هفت گنبد  افلاک پر صد است
تعویذ کرد شعر ترا و به زر گرفت حافظ تو این سخن ز که آموختی که یار
   
   
   
   
   
   
ای صاحب فال زندگی آرام و راحتی خواهی داشت انشاء ... حافظ عارف است قرآن را از حفظ دارد و به معارف قرآن آشنا می باشد به همین جهت اشعارش تاثیر کلامی دارد در این غزل صاحب فال به خوشی و شادی از سر گرفتن شادکامی نوید می دهد و بار غم را از دل بر می دارد

 

© Parwak Site