خرم آن روز که حافظ ره بغداد کند

ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند
2
کلک مشکين تو روزيکه ز ما ياد کند
چه شود دگر بسلامي دل ما شاد کند قاصد حضرت سلمي که سلامت بادش
که به رحمت گذري بر سر فرهاد کند يا رب اندر دل آن خسرو شيرين انداز
تا دگر باره حکيمانه چه بنياد کند حاليا عشوه و ناز تو ز بنيادم برد
فکر مشاطه چه با حسن خدا داد کند گوهر پاک تو از مدحت ما مستغني است
گر جوابي چو مرا لطف تو آباد کند امتحان کن که بسي گنج مرادت بدهند
قدر يکساعته عمري که در او داد کند شاه را به بود از طاعت صد ساله زهد
خرم آن روز که حافظ ره بغداد کند ره نبرديم به مقصود خود اندر شيراز
   
   
   
اي صاحب فال اگر قصد مسافرت به مکان معيني داري فعلاٌ فسخ عزيمت کن و بعداٌ اين کار را انجام بده که به نفع تو خواهد بود

 

© Parwak Site