بسوی آنکه دگر نوبهار باز آید

به کام غمزدگان غمگسار باز آید
4
زهی خجسته زمانی که یار باز آید
بدان امید که آن شهسوار باز آید به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم
بدان هوس که بدین رهگذر باز آید مقیم بر سر راهش نشسته ام چون گرد
ز سر نگویم و سر خود چه کار بار آید اگر نه در خم چوگان او رود سر من
گمان مبر که بدان دل قرار باز آید دلی که با سر زلفین او قراری داد
به بوی آنکه دگر نوبهار باز آید چه جورها که کشیدند بلبلان از دی
که همچو سرو بدستم نگار باز آید ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ
   
   
   
   
ای صاحب فال در کار هایت عجله نکن و همیشه با فکر کارهایت را انجام بده تا همیشه موفق و پیروز باشی

 

© Parwak Site