گفتم که خواجه کی بسر حجله می رود

گفتا بچشم هر چه تو گویی چنان کنند
2
گفتم کیم دهان و لبت کامران کنند
گفتا در این معامله کمتر زیان کنند گفتم خراج مصر طلب می کند لبت
گفت این حکایتی است که با نکته دان کنند گفتم به نقطه دهنت خود که برد راه
گفتا به کوی عشق همین و همان کنند گفتم صنم پرست مشو صمدنشین
گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند گفتم هوای میکده غم میبرد ز دل
گفتا به بوسه شکرینش جوان کنند گفتم ز لعل نوش لبان پیر را چه سود
گفتا آن زمان که مشتری و مه قران کنند گفتم که خواجه کی بسر حجله می رود
گفت این دعا ملایک هفت آسمان کنند گفتم دعای دولت او ورد حافظ است
   
   
   
   
   
   
ای صاحب فال زندگی بر مرام و به کامت باشد همه  چیز را مهیا داری در آسایش خود و افراد خانواده ات همان گونه که هستی کوشا باش موفقیت بیشتری نصیب تو خواهد شد

 

© Parwak Site