همت نگر که موری با آن حقارت آمد

کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد
2
دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد
ویران سرای دل راگاه عمارت آمد خاک وجود ما را از آب دیده تر کن
حرفی است از هزاران کاندر عبارت آمد این شرح بی نهایت کز زلف یار گفتند
کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود
کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد امروز جای هر کس پیدا شود ز خوبان
همت نگر که موری با آن حقارت آمد بر تخت جم که ناجش معراج آسمان است
کان جادوی کمانکش بر عزم غارت آمد از چشم شوخش ای دل ایمان خود نگهدار
هان ای زیان رسیده وقت تجارت آمد دریاست مجلس او دریاب وقت دریاب
   
   
   
ای صاحب فال هر چند که دست تو خالی است اما همت بلندی داری و دوستان زیادی داری سعی کن دل بدست آری که هنر است

 

© Parwak Site