شبروان را آشنایی هاست بامیر عسس

بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس
1
ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
پر صدای ساربانان بینی و بانگ جرس منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام
کز فراقت سوختم ای مهربان فریاد رس محمل جانان ببوس آنگه به زاری عرضه دار
گوشمالی دیدم از هجران که اینم پند بس من که قول نا صحان را خواند می قول رباب
شبروان را آشناییهاست بامیر عسس عشرت شبگیر کن می نوش کاندر راه عشق
گر چه هشیاران ندادند اختیار خود به کس عشقبازیکار بازی نیست ای دل سر بباز
وز تحسر دست بر سر میزند مسکین مگس طوطیان در شکرستان کامرایی می کنند
از جناب حضرت شاهم بس است این ملتمس نام حافظ اگر بر آید بر زبان کلک دوست
   
   
   
   
   
   
ای صاحب فال عشق با هوس فرق دارد عشق مداوم موجب حلاوت روح است و جسم را شاداب می دارد عشق پاک آن است که از شهوت و ریا دور باشد عاشق پاک باز جاذب معشوق است

 

© Parwak Site