راهرو گر صد نپردازد توکل بایدش

بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
2
باغبان گر پنچ روزی صحبت گل بایدش
کار ملک است آنکه تدبیر و تامل بایدش رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار
هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش با چنین زلف ئ رخش بادا نظر بازی حرام
این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش نازها ز آن نرگس مستانه اش باید کشید
مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل بایدش ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند
عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود
   
   
   
   
   
   
   
ای صاحب فال در کارها صبور باش و بر خدا توکل کن بزودی از ناراحتی بدر خواهی آمد و به سعادت می رسی

 

© Parwak Site