دو تا شد قامتم همچون کمانی

بود آشفته همچون موی فرخ
2
دل من در هوای روی فرخ
که بر خور دار شد از روی فرخ بجز هندوی زلفش هیچکس نیست
بود همراز و هم زانوی فرخ سیاهی نیک بخت است آنکه دایم
اگر بیند قد دلجوی فرخ شود چون بید لرزان سرو آزاد
بیاد نرگس جادوی فرخ بده ساقی شراب ارغوانی
ز غم پیوسته چون ابروی فرخ دو تا شد قامتم همچون کمانی
بود میل دل من سوی فرخ اگر میل دل هر کس بجایی است
چو حافظ بنده و هندوی فرخ غلام همت آنم که باشد
   
   
   
ای صاحب فال در هوای یاری داری که خاطر خواه تست و خاطر او در ضمیمه تو نقش بسته انشا الله به مراد خود خواهی رسید

 

© Parwak Site