هر دلی از حلقه ای در ذکر یارب یارب است

یا رب ای تاثر دولت در کدامین کوکب است
4
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
هر دلی از حلقه ای در ذکر یارب یارب است تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب است کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف
تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست
زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می
با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین
زاغ کلک من بنا میزد چه عالی مشرب است آب حیوانش ز منقار بلاغت می چکد
قوت جان حافظش در خنده زیر لب است آنکه ناوک بر دل من زیر چشمی می زند
   
   
   
   
   
   
ای صاحب فال قدر وقت و عمر خوگ را بدان و وقت خود را بیهوده مکذران و صرف کارهای خیر و مطالعه و دعا نما که خیر دنیا و آخرت از آن تست

 

© Parwak Site