نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی

که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
2
نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی
حیف باشد که زکار همه غافل باشی در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی چنگ در پرده همین می دهدت پند ولی
گر شب و روز درین قصه مشکل باشی نقد عمردت ببرد غصه دنیا به گزاف
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی گرچه راهیست پر از بیم زما تا بر دوست
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی حافظا گر مدد ازخبت بلند باشد
   
   
   
   
   
   
   
ای صاحب فال نقد را دریاب و خوش باش بدان که عمر در گذر است گذشته گذشته است از آینده هم هیچکس خبر ندارد بیم بخود راه مده و در نیت پاک و انجام آن ثابت قدم باش

 

© Parwak Site