فروغ ماه

آب روی خوبی از چاه زنخدان شما
2
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
باز گرد یا برآید چیست فرمان شما عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
به که نفروشند مستوری بمستان شما کس بدور نرگست طرفی نبست از عافیت
زانکه زد بر دیده آبی روی رخشان شما بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر
گر چه حام ما نشد پر می به دوران شما عمر تان باد و مراد ای ساقیان بزم جم
خاطر مجموع ما زلف پریشان شما کی دهد دست این غرض یارب که همدستان شوند
کاندرین ره کشته بسارند قربان شما دور دار از خاک و خون دامن چو به ما بگذار ی
روزی ما بدل لعل شکر افشان شما میکند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو
کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو
بنده شاه شماییم و ثنا خوان شما گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست
تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما ای شهشناه بلند اختر خدا را همتی
   
ای صاحب فال یکی از نزدیکان شما دلگیر است با این حال برای شما احترام زیادی قایل است و دوست دارد با شما رابطه داشته باشد سعی کنید دل او را بدست آورید

 

© Parwak Site