ذکر تسبیح ملک

و اندران برگ و نوا خویش ناله های زار داشت
4
بلبلی بگر گلی خوشرنگ در منقار داشت
گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
پادشاهی کامران بود از گذایی عار داشت یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض
خرم آن کز نازنینان بخت بر خور دار داشت در نمیگیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست
کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم
شیخ صنعان حرقه رهن خانه خمار داشت گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
ذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت وقت آن شیرین قلند خوشد که در اطوار سیر
شیوه جناب تجری تحتها الانهار داشت چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت
   
   
   
ای صاحب فال تو در وجود خود همت والایی داری، سعی کن آن جام جهانما را در خود جستجو کنی، تمام آن زیبایی ها و شگفتی های جهان هستی را در خود جستجو کن و بدان که تو بالاترین مخلوق خداوندی

 

© Parwak Site