1












 


شامگاه 12 میزان 1363 خورشیدی همچو خاطره دردناک همیشه در ذهنم زنده خواهد بود . در آن هنگام که همانند شام های دیگر جنگ های خونین مجاهدین با روس ها در مرکز غزنی جاری بود بر بستر پدر بیمار، چشم به انتظار رسیدم و بعد از .لحظه یی دیدار و اندوه بیکران شاهد غروب خورشید زنده گی استاد بودم. او جان به حق سپرد
مرگ غیر منتظره او توفانی در ذهنم بر پا کرد. صدا های او را با وضاحت کامل می شنیدم و حرکات اش را پیش چشمم احساس می کردم، گویی خاطره یک عمر را باز برایم بیان می کند. او عادت داشت اشعار قدما را برای ما تکرار کند و در آن لحظات حساس شعر یکی از بزرگانی را که زیاد از او شنیده بودم باز هم با صدای پُر تاٌثیرش تکرار کنان می شنیدم که:

ما همه مسافر و این بس شگفت قافله یی
برای آن که به منزل رسیده می گریند

جنازه پدر مرحومم استاد سراج الدین پرواک را در شرایط بسیار ناگوار جنگی و احتمال آتشباری روس ها بر بالای تپه ای در نزدیکی زیارتگاه شیخ عبدالسلام علیه الرحمه به خاک سپردیم، تپه ای که بعد از جلگه سر سبز در آفتاب نشست آن زیارت پُر نور امام العارفین حضرت حکیم سنایی غزنوی علیه الرحمه واقع است. استاد را درغزنی ، در جایی به خاک سپردیم که آرزو داشت آرامگاه جاویدانش همان جا باشد.
استاد سراج الدین پرواک به تاریخ 1294 خورشیدی در قریه "پسِ حصار" مرکز غزنی تولد شد. او بعد از دوره تعلیمات ابتدایی به کابل رفت و به درجه اول نمره از دارالمعلمین عالی کابل فارغ گردید. در سال 1331 خورشیدی جهت ادامه تحصیل در رشته ادبیات انگلیسی عازم انگلستان شد و بعد از بازگشت در لیسه های مختلفه شهر کابل به تدریس پرداخت.

مرحوم استاد سراج الدین پرواک به وطن و تربیت و تعلیم فرزندان آن علاقه بی پایان داشت. با وجود امکانات و شرایط مناسب به مقام و منصب بی اعتنا بود و تمام عمرش را به امور معارف، تربیت اولاد وطن، تحقیق و مطالعه آثار بزرگان، به ویژه .بزرگمردان عالم عرفان وقف کرد
مرحوم استاد پرواک شیوه زنده گی ساده و پرهیزگارانه یی داشت دنیایش را کتاب ، نوشته، تحقیق، مطالعه و بحث های جاندار .روی موضوعات اساسی زنده گی تشکیل می داد
از همان کودکی به یاد دارم که اشعار بزرگان عالم عرفان را همانند چراغ رهنمای زنده گی برای ما تعریف و بیان می نمود. به اشعار حضرت عبدالقادر بیدل، حضرت مولانا جلال الدبن محمد بلخی ، حضرت حکیم سنایی غزنوی و صایب تبریزی علاقه .فراوان داشت
فضای خانواده ، همواره از اشعار گفتار بزرگان علم و معرفت به زبان او عطر آگین بود. او برخی از اشعار حضرت بیدل را .همیشه تکرار می کرد
نبری گمان که یعنی به خدا رسیده باشی
تو زخود نرفته بیرون به کجا رسیده باشی
سرت ار به چرخ ساید نخوری فریب عزت
که همان کف غباری به هوا رسیده باشی
به هوای خود سری ها نروی ز ره که چون شمع
سر ناز تا ببالد ته پا رسیده باشی
نه تر نمی و نه وجدی نه تپیدنی نه جوشی
به خُم سپهر تاکی می نارسیده باشی
و یا
به کشاد دست کرم قسم که درین زیانکده ستم
نرسد به تهمت بستگی ز دری که نان به گدا رسد
مگذر ز خاصیت سخا که سحاب مزرعه وفا
به فتادگی شکند عصا که تا فتاده یی به عصا رسد

مرحوم استاد پرواک از دانشمندان معاصر به علاقه صلاح الدین سلجوقی اخلاص و علاقه زیادی داشت و همیشه با ایشان در تماس بود
مرحوم استاد سراج الدین پرواک 69 سال عمر خود را در راه فرا گیری علوم مروجه روزگار و معارف اسلامی صرف نمود و حاصل تجربیات و تتبعات زنده گی اش را در هفت اثر برای ما به میراث گذاشت. (( فانوس خیال )) دیوان شعری است که مشتمل بر غزلیات و مثنویات خود ترتیب و آماده نموده بود. آثار دیگرش عبارتند از

معرفت در حکمت - ترجمه

زن در نگاه بشر - تتبع

دختران فطرت - اثر

داستان های شکسپیر - ترجمه

تاریخ منطق - تتبع

پیغمبر دشت - تتبع

برای نگارنده این سطور جای مسرت و افتخارست که مجموعه آثار استاد سراج الدین پرواک با رنجهای فراوان از دستبرد حوادث خونین حفظ گردیده است. اینک پس از مشکلات سال ها فرصت آن را یافته ام تا اولین اثر استاد یعنی دیوان، سروده ها به نام (( فانوس خیال)) را به دست چاپ می سپترم باشد که اخلاص مندان به تجربیات عاطفی و فکری استاد پرواک از این روزنه بنگرند. آرزومندم با نصرت الهی سایر آثار او نیز به خدمت هموطنان عزیز قرار گیرد
و من الله توفیق

کــــــــــمال الـــدین پــــــــــرواک