2












 

1. مـثـنـوی: عبارت است از اشعاری که وزن های آن یکی باشد و هر کدام از بیت ها، قافیه جدا گانه داشته باشد، از این نوع شعر برای داستانها، اتفاقات، موضوعات مفصل، استفاده می شود و بر چند قسم است، از قبیل مثنوی رزمی، بزمی و عرفانی.

2. غزل: در لغت به معنای معاشقه و گفتگو با معشوق می باشد و در فن بدیع و در اصطلاح چند بیت هم وزن و قافیه رعایت شده باشد: از شاعران بزرگ غزل سرا حافظ، سعدی و رودگی بودند.

3. ترجیع بند: اشعاری را گویند که در بخش های هم وزن با قافیه های مختلف سروده باشند و در فاصله بخش ها یک بیت را عینا تکرار نمایند و نیز بیت آخر هر بخش برای ترجیع مناسب و مستعد باشد. بهترین ترجیع بند سرایان سعدی و هاتف بودند.

4. قصیده: در لغت به معنای قصد کردن و قصد شده می باشد و نوعی شعر است که در مصراع اول آن با بیت های دیگر به یک قافیه باشد و در مدح یا ذم یا وعظ و اندرز نظایر آن باشد.

5. ترکیب: بند به اشعاری اطلاق می گردد که در بخش های هم وزن با قافیه های مختلف به نظم در آورده باشند و در فاصله های هر بخش یک بیت برگردان بیاورند و فرق آن با ترجیع بند در این است که بیت برگردان تا آخر یک بیت می باشد که تکرار می گردد در صورتی که در ترکیب بند بیت برگردان فرق می کند.

6. ربـاعـی: آن است که و بیت در وزن و قافیه متفق باشد ولی گاهی مصارع سوم را به قافیه و وزن دیگر در می آورند. خیام از شاعرانی به بود که در رباعی سر آمد دیگران بود.

7. ملمع: شعریست که یک مصراع یا بیت آن فارسی و مصراع یا بیت دیگر آن عربی، یا زبان دیگری باشد مبتکر ملمع رابعه بود.

8. تصنیف: نوعی شعر است که بدان تصنیف گفته می شود، ملک الشعرای بهار تصنیف های شور انگیزی سروده است.

9. دوبیتی: اقسام مختلف قدیم و جدید دارد معروفترین آنها، دوبیتی هایی بر وزن رباعی یا فهلویات می باشد و بابا طاهر عریان دوبیتی های زیاد دارد.

10. مستزاد: نوعی شعر است که پس از هر مصراع آن پاره ای و جمله ای بیاورند که بر زیبایی آن مصراع بیفزاید ولی اگر آن پاره و جملهرا بردارند یا نخوانند باز معنی مصراع کامل باشد. از جمله سعدی و ثوق الدوله مستزادهای نغزی سروده بودند.

11. قطعه: عبارت است از نوعی شعر که متحدالوزن و قافیه باشد و از دو بیت بیشتر است و مصراع اول آن قافیه نداشته باشد. البته گاهی دارای قافیه است. این نوع شعر بیشتر به ایراد مطالب اخلاقی اختصاص دارد، رودکی در این نوع شعر استاد بود.

12. مسمط: در لغت به معنای برشته کشیدن مروارید است و در اصطلاح نظمی را گویند که چند مصراع به یک قافیه باشد. حال ممکن است مصراع ها 3 - 6 - 8 - یا بیشتر باشد.